صفحه نخست
تماس با نویسنده
نویسندگان وبلاگ
غلام هاشمی محمد علی
آرشیو وبلاگ
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
لینک دوستان
معصومين
سيد مهدی موسوی
ناصر آسيابانی
زلما بلوچ
پرندنيلگون
کارگاه آزاد شعر و انديشه
مونا زنده دل
پيام سيستانی
تازه های ادبی
زهرا آسيابانی
معين الدين متاجی کجوری
احسان مهدیان
وبلاگ فارسی
وبلاگ هاي فارسي
قالب وبلاگ
لینک امروز
دوستیابی سالم
اخبار فناوری اطلاعات
خرید اینترنتی
ماكرومديا ایکس
خروجی و آمار وبلاگ
لوگوی دوستان
من دوباره آمدم.
به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه بر نگذرد
سلام دوستان همیشگی من. سلام عزیزان و فرزندان عزیز ایران زمین.
اگر چه بسیار دیر شده است ولی بنا بر قول معروف ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است. ماه مبارک رمضان را بر همه ی شما عزیزان و دوستان خوبم تبریک عرض می نمایم. ان شاء الله که نماز و روزه هایتان مقبول درگاه احدیت واقع باشد. دوری مرا از دنیای اینترنت به بزرگواری خود ببخشید. چند هفته ای بود که حال خوشی نداشتم و دایم در بستر بیماری سیر می کردم. حال و روز جسمانی ام آشفته بود. دائماً در بیمارستان بودم و ...
حال بگذریم. شکر خداوند متعال که این بلا را هم رفع کرد و دیدار دوستان را دوباره برایم میسر ساخت.
چه روزهایی است این ایام. شب های قدر نزدیک است . شب هایی که افضل من الف شهر است. شب هایی که باید آن را احیا کرد و که چنین فرصتی کم اتفاق می افتد هر کس لایق باشد می تواند از آن استفاده ی لازم را ببرد و بهره را کسب کند و خود را به درجات عالی برساند. خدایا خداوندا چه شب هایی می آفرینی. چقدر ارحم الراحمینی که استفاده از این چنین نعمت هایی را برایم میسر ساخته ای.
21 رمضان نزدیک است. شهادت مولای متقیان ، افضل الانسان امیر المومنین (ع) است. شهادت انسانی است که منفرد البشر بود. انسانی بود که دنیا برابر آن را نداشت و خدا نیافریده بود. علی را فقط ما می شناسیم. یعنی می دانیم که علی ابن ابی طالب است و امام اول شیعیان است و وصی و لی بعد از پیغمبر(ص). اما این ها کافی است. علی اقیانوس عمود بر زمین است. چنین عظمتی را کی می توان شناخت؟ ذهن ناپخته ی ما به چنین علمی نمی رسد که بتوانیم مولا را بفهمیم.
اسلام علیک یا امیر المومنین.
اللهم صل و سلم و زد و بارک علی السید المطهر و الامام المظفر و الشجاع الغضنفر , ابی شبیر و شبر , قاسم طوبی و سقر الانزع البطین,الاشجع المتین,الشرف المکین,العالم المبین,الناصر المعین , ولی الدین , الوالی الولی , السید الرضی , الامام الوصی,الحاکم بالنص الجلی , المخلص الصفی,مولی الموحّدین، کهف الزاهدین، ملجأ العابدین، تاج العارفین، امیرالمؤمنین،الدفون بالغری لیث بنی غالب,مظهر العجائب, مُظهر الغرائب، مفرّق الکتائب،الشهاب الثاقب,الهزبر السالب و نقطه دائرة المطالب , اسد الله الغالب , غالب کل غالب و مطلوب کل طالب , صاحب المفاخر و المناقب , امام المشارق و المغارب , مولانا و مولی الکونین و الثقلین . الامام بالحق ابا الحسنین صلوات الله و سلامه علیه و روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.الصلوة و السلام علیک و علی آلک یا ابا الحسنین , یا امیر الموءمنین , علی بن ابی طالب , یا اخ الرسول , یا زوج البتول , یا ابا السبطین , یا حجة الله علی خلقه , یا سیدنا و مولانا , انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بک الی الله و قدمناک بین یدی حاجاتنا فی الدنیا و الآخره , یا وجیها عند الله اشفع لنا عند الله.
شب های قدر در پیش است عزیزان. من _غلام هاشمی_ منتظر حقیقی، در التماس دعایم. مرا دعا کنید که سخت در گناهم. اگر پدر پیرتان را دوست می دارید در حق او طلب مغفرت از پروردگار تعالی کنید که محتاج چنین دعاهایی هستم.
من که لایقم نیست مولا را بشناسانم. چند وبلاگ معرفی اتان می کنم که می توانید بروید آنجا که درباره ی مولا می نویسند.
اجرشان ابتدا با خدا و بعد با مولا امیر المومنین.
شعری است در مدح مولا امیر المونین:
ای شاه شاهان جهان الله مولانا علی
ای نور چشم عاشقان الله مولانا علی
حمد است گفتن نام تو ای نور فرخ نام تو
خورشید و مه هندوی تو الله مولانا علی
خورشید مشرق خاوری در بندگی بسته کمر
ماهت غلام نیک پی الله مولانا علی
خورشید باشد ذره ای از خاکدان کوی تو
دریای عمان شبنمی الله مولانا علی
موسی عمران در غمت بنشته بد در کوه طور
داود می خواندت زبور الله مولانا علی
ادم که نور عالم است عیسی که پور مریم است
در کوی عشقت در هم است الله مولانا علی
داود را اهن چو موم قدرت نموده کردگار
زیرا به دل اقرار کرد الله مولانا علی
ان نور چشم انبیا احمد که بد بدر دجا
می گفت در قرب دنی الله مولانا علی
قاضی و شیخ و محتسب دارد به دل بغض علی
هر سه شدند از دین بری الله مولانا علی
گر مقتدای جاهلی کردست در دین جاهلی
تو مقتدای کاملی الله مولانا علی
شاهم علی مرتضی بعدش حسن نجم سما
خوانم حسین کربلا الله مولانا علی
ان ادم ال عبا دانم علی زین العباد
هم باقر و صادق گوا الله مولانا علی
موسی کاظم هفتمین باشد امام و رهنما
گوید علی موسی الرضا الله مولانا علی
سوی تقی ای و نقی در مهر او عهدی بخوان
با عسکری رازی بگو الله مولانا علی
مهدی سوار اخرین بر خصم بگشاید کمین
خارج رود زیر زمین الله مولانا علی
تخم خوارج در جهان ناچیز و ناپیدا شود
ان شاه چون پیدا شود الله مولانا علی
دیو پری و اهرمن اولاد ادم مرد و زن
دارند این سر در دهن الله مولانا علی
اقرار کن اظهار کن مولای رومی این سخن
هر لحظه سر من لدن الله مولانا علی
ای شمس تبریزی بیا بر ما مکن جور و جفا
رخ را به مولانا نما الله مولانا علی
و این هم آن وبلاگ ها:


سلام دوستان
به علت بیماری های پی در پی پدربزرگ ارزشمندم غلام هاشمی تا اطلاع ثانوی
این وبلاگ به روز نمی شود.
ممنون از محبت های شما
یا مرتضی علی
پيام هاي ديگران () PermaLink ۱۳۸٦/٦/٩ - غلام هاشمی محمد علیبه نام خداوند جان آفرین حکیم سخن در زبان آفرین
به نام خداوند جان آفرین حکیم سخن در زبان آفرین
سلام عزیزان دل من
مدت ایامی بود بیماری های پی در پی که ماحصل عمری دراز است امانم را گرفت
و جانم را با ناتوانی سرشت. به قریب محبوب رسیده بودم که ندا رسید باید دراین
دنیای فانی بمانی. این بار نیز قسمت نشد دیدار یار و ما به تمنای وصال دوستیم.
ماه رجب فرا رسید. هلول عرفانی این ماه بر عاشقان راه معرفت مبارک. این ماه
پیشرو شعبان است و رمضان. آه خدایا چه دل انگیز ایامی می آفرینی که هر روزش
مبارک است و هر ساعتش خُجسته و هر لحظه ی آن هزاران بار بهتر است برای
عاشقان طریق وصالت.
ای دوست شرمگینم که شکرت گویم. چون بی همتا و بی نهایتی چون تو والاتر
از آن است که حقیر محدودی چون من زبانش را به تو مختص کند. دل ها عاجز است
و زبان ها قاصر تا تو را حمد کنند.
تو آفریننده ی رجب هستی. نیکو ماهی که مولا علی در آن زاده شد. رجبی که
اعتکاف دارد و در آن سه روز دست بر سینه ی هیچ اهل و نا اهلی نمی زنی.
به منی که 75 سال ازت گرفته ام هنوز حلاوت رجب، شعبان و رمضان را
می دهی. آه خدایا تو چقدر خوبی.
1) آمد رجب ماه خدا، ماه امیر المومنین
ماه دعا و عشق و دین بر قلب های پر یقین
2)آمد رجب ای عاشقان ماه رفیع الدرجات
هر لحظه را قدری بدان هم اولین و آخرین
3) آمد رجب، ماه خدا ماه دعا و اعتکاف
هر دم از این ماه ثمین آرامشی بر اهل دین
4) ای تو مسلمان خدا ای عاشقِِ عاشق ترین
هر سایه ی معشوق را در هر دمی از آن ببین
5) ای تو غلام هاشمی ، بهره ببر از این زمان
جانت رها کن از هوا ، روحت بدر از این زمین
فرا رسیدن ماه رجب المجرب مبارکتان باد*
پيام هاي ديگران () PermaLink ۱۳۸٦/٤/٢٦ - غلام هاشمی محمد علی
به نام خدا
سلام بر رهروان عشق و عاشقان ولایت
با آمدنت بهار دل پیدا شد
دل ها به بنفشه رفت و گل ها وا شد
ای کاش که رفتنت نمی دیدم من
با رفتن تو قیامتی بر پا شد
مدتی بود که دور از ایران عزیز بودم. یک سفر شخصی بود که به کانادا داشتم و بسیار تلاش کردم تا
قبل از نیمه ی خرداد به ایران بر گردم و خدا را شکر این تلاش نتیجه داد و الان در ایران عزیز هستم.
باز هم 14 خرداد فرا رسید. هیچ وقت از یاد نخواهم برد. 18 سال پیش بود که ملیون ها عاشق و
دل باخته از سرتاسر گیتی به ایران آمدند تا با رهبر عظیم الشانشان دیدار کنند و البته...
عجب انسانی بود. پیر مردی که به سادگی دل ها را می ربود و عاشق خود می کرد.
انسان ساده و بی آلایش که قطب اسلام افتخارش او بود.
رهبر گران قدری که صمیمانه امتش را دوست می داشت.
حدود سال 64 بود که برای دیدار و تجدید بیعت با ایشان از مهران به تهران آمدم. خدا شاهد آن بود
که دیدار با او رنج ها و غم های چندین ساله ام را از یاد برد . سخنان و پند هایش چنان قوتی به
من داد که با نیرویی کلان به قلب دشمن کوفتم.
ولی حیف، حیف که دیگر امام از پیشمان رفت. در هر دوران چنین شخصیتی نادر پدیدار می شود و باید
سال های دیگر به انتظار بنشینیم تا که امامی که در انتظارش هستیم بیاید.
اللهم عجل لولیک الفرج
خمینی گر نیست پسرش سید علی هست.
خدایا ما را در آخرت با محمد و آل اطهرش محشور گردان
اما این دل افسره ام در این اوقات چیزی گفت و زبان آن را راند
بخوانید و یاری کنید.
1) غروبت دیدم و من گریه کردم
کسی هرگز نمی داند ز دردم
2) صدایی بر جهان بودی و رفتی
تو ماهی در زمان بودی و رفتی
3)تو عشقی بر دلم بودی و هستی
که چشمم را به روی ظلم بستی
4)خمینی ای خمینی ای خمینی
امام و پیشوایی در زمینی
5)غروبت را ندارم هیچ باور
که جز عشقت نباشد هیچ بهتر
6) تو رفتی و قیامت شد جهان را
چه شوری و چه غوغا شد زمان را
7) عجب مردی بدی ای روح الله
که در دل می شدی ای روح الله
8) عجب بودی کجا رفتی امامم؟
که بی عشق و بدون تو تمامم
9) غلام هاشمی در عشق تو سوخت
دو چشمش را به چرخ این زمان دوخت
10) کجا رفتی کجا رفتی امامم
که بی عشق و بدون تو تمامم
11)رسد آن وقت من آیم به سویت؟
خرامان ره روم در عشق بویت؟
12) غلام هاشمی چشمش به راه است
اگر عشقی بود جز تو گناه است
13)خدایا این تن و این قلب و این جان
بگیر و با ولی محشور گران
بر جمال محمد و کمال علی صلوات
پيام هاي ديگران () PermaLink ۱۳۸٦/۳/۱٢ - غلام هاشمی محمد علی
به نام خدا.
سلام عزیزان.
سفری اجباری خارج از کشور برایم پیش آمده که باید بروم کانادا.
شاید دو سه هفته ای نباشم.
ممنون که سر می زنید .
اگر دیگر مرا ندیدید حلالم کنید.
هر کس وقت داشت سلام مرا به دختر عزیزم رویا سادات( معصومین) برساند . خیلی شرمنده ی ایشان هستم
پيام هاي ديگران () PermaLink ۱۳۸٦/٢/٢۳ - غلام هاشمی محمد علیغرق در وجود مولا امیر المومنین
به نام خدا.
مثنوی زیر اولین شعری است که تا به حال در طول ۷۵ سال زندگی ام گفتم.
قافیه ی و عروض را نزد پسرم که در حال حاضر دانشجوی ارشد ادبیات است در طول یک هفته فرا گرفتم . حاصل آن این مثنوی ۱۱ بیتی است. بخوانید و قضاوت کنید
من غلام هاشمیُ از هر تباری نیستم
از تبار عاشقانم عاشقانه زیستم
من غلامم من چو مجنونی که هر دم عاشق است
کلب درگاه علی ام این غلامی لایق است
عاشقم من عاشق مولا امیر المومنین
عاشق آل علی ام افتخار من همین
این جهان را من نمی خواهم و هستم منتظر
هر دمی من چشم به راهم و هستم منتظر
من غلام هاشمی ام پیر مردی منتظر
من غلامی دائمی ام پیر مردی منتظر
پیر مردی در جهان کز هر وجودش عاشق است
عاشقی در این جهان چون عاشقی را لایق است
عاشق آل علی ام عاشق مولا امیر
عشق در سر تا به پایم عاشقی هستم اسیر
من اسیر این جهانم یا امیر المومنین
من غلامی بی زبانم یا امیر المونین
از خدایم من نمی خواهم جهانی را ولی
من مرادم در جهان در هر دمی مولا علی
ای خدا معشوقِ من ای فاضل بی انتها
ای خدا لطفی بکن من هم کنم جانم فدا
غرقِ عشقی من شوم در عشق مولایم علی
ای خدا جانم ستان در راه آقایم علی
یا علی
پيام هاي ديگران () PermaLink ۱۳۸٦/٢/۸ - غلام هاشمی محمد علیخاطراتی از خودم و معرفی جناب مصطفايی
به نام خدا سلام. در این پست سعی دارم ابتدا کمی از خودم بنویسم و سپس یک شاعر را معرفی کنم. نام من محمد و نام خانوادگی ام علی است و به علت ارادتی که به ائمه اطهار دارم لقب غلام هاشمی را برای خود انتخاب کردم. در سال 1310 به دنیا آمدم و 7 سال بعد به مدرسه ی نظام رفتم. لیسانس مدیریت دفاع را هم از آنجا گرفتم و بعد به دلایلی بیرون آمدم. از طرفداران پر و پا قرص دکتر مصدق و آیت الله کاشانی بودم و در سال 1332 با کودتا 28 مرداد ما را هم زندانی کردند. 6 ماه زندان بودم و بعد از آزادی بهترین خبر عمرم را به من دادند. دخترم فاطمه به دنیا آمده بود. از سعادت هایی که من در عمرم داشتم و دارم ملاقات با بزرگانی مثل آیت الله بروجردی، آیت الله کاشانی و حضرت امام خمینی بود. در سال 1342 به علت ارادت خاصی که به حضرت امام داشتم در جریان تظاهرات علیه شاه به زندان افتادم و همان اوقات بود که امام را تبعید کردند. خیلی دوست داشتم ادامه ی تحصیل بدهم ولی امکاناتش نبود. بالاخره در مرداد 1357 هم برای بار سوم زندانی شدم ( به علت اقدام علیه امنیت ملی و انقلابی بودن) همان اوقات بود که سید علی اندرز گو را عمال وحشی شاه به شهادت رساندند. شکنجه های بسار بدی می کردند. هر وقت آن لحظات را به یاد می آورم چهار چوب بدنم به لرزه می افتد. بهمن ماه بود که در گیر و دار انقلاب آزاد شدیم و به آغوش گرم میهن و حضرت امام بازگشتیم. دیگر از آن رنج ها خبری نبود ولی منافیقن کور دل... پاییز 59 بود که به جبهه رفتم. توفیق شهادت را نداشتم و بهار 67 بازگشتم. از آن جا هم خیلی خاطرات دارم که اگر بخواهم باز گو کنم به اندازه ی یک کتاب چند جلدی حجم می برد. تصمیم به ادامه ی تحصیل گرفتم و در سن 65 سالگی موفق شدم فوق لیسانس مدیریت صنعتی ام را بگیرم و 2 سال هم در دانشگاه آزاد تدریس کردم. در سن 70 سالگی ( یعنی 5 سال پیش) هم میهمان خدا بودم و او را زیارت کردم. این گذری کوتاه بر زندگی ام بود. اما چند وقتی است که با اینترنت سر و کار داشتم؛ در وبلاگ عزیزی( محمد آسیابانی عزیز ) شعری را خواندم که خیلی به دلم نشست. بر آن شدم تا شاعر آن _ جناب آقای رضا مصطفایی_ را به همراه چند شعرش معرفی کنم. خودتان بخوانید و قضاوت کنید واما بیوگرافی رضا.در سال 1360 در شهر اهواز به دنیا آمد . در همان شهر فعالیتهای ادبی و هنری را شروع کرد(در انجمن نمایش وانجمن های ادبی) همین طور به طور جدی به فراگیری زبانهای فرانسه و انگلیسی پرداخت. حاصل این یادگیری ترجمه 120 روز سودوم مارکی دوساد و فیلم نوشت سالو از پازولینی است. او دارای مدرک کارشناسی تئاتر از دانشگاه آزاد است و در همین دانشگاه دانشجوی ارشد همین رشته می باشد و حال چند شعر زیبا از او: ..در باورم نمی گنجد که انسان سنگ را پرتاب نکند که حرمت سنگ همه در پرتاب است؛ شکوه شب در ستارگان ، که عشوه گر نگاه را مطالبه می کنند. و هیبت سرپناه ، دریست که رو به راهی گشوده می شود. من اما در هراسم که انسان سنگ را خانه می سازد و می سرد در آن،مستور از ستاره دور از راه باور کرده ام یاری دستانتان را ،همراهی پاهایتان را ، کشش گرمی بوسه هایتان را ،پاکی نگاهتان و عشق مشتاق قلبتان را ! با تمام توانی که بر فراز کوه از خود ساطع می کردم تا از تکه ایی برف گلوله ایی بر سازم و رهایش کنم تا در گذار عاشقانه اش ، دره را انباشته سازد از یقین ! خدایا ! شکارچیان برف به رگبارش بسته اند و تنها قطره ایی رسید دره را که سیراب کرد علفی هرزه را شعر دوم: خورشید می غرد ، ماه می لاید از فشردگی تنگنایی بی کران آسمان از گردی زمین از هوس بی هوده ی هر روزه تا در آغوش گرفتن و خداوند در واپسین طبقه ی آسمان فرمان می راند تا بعد. همگی اتان را به خدای متعال می سپارم.
پيام هاي ديگران () PermaLink ۱۳۸٦/۱/٢٥ - غلام هاشمی محمد علیجشن تولد ۷۵ سالگی ام
به نام یزدان.
جهانی تاریک بود و تنگ و مبهم.
معنی آزادی یعنی نفس کشیدن آن هم دمی
دستانم را به زور بالا می بردم. تنها همدمم تاریکی بود و سرخی
نه ماه دوام آوردم.
آزادی آمد بعد از نه ماه.
نمی دانم من چرا گریان بودم و باقی شادمان.
سلام عزیزان. ۷۵ سال پیش در چنین روزی من به دنیا آمدم. دوره ی رضا خان بود. دوران کودکی ام زیاد یادم نمی آید. فقط می دانم ۵۳ سال پیش ازدواج کردم و ۷ نوه و ۴ نتیجه دارم. راه اندازی این وبلاگ را آنان به من پیشنهاد کردند و گفتند آقا جون سرگرمی خوبیه. و من هم گفتم پیری و معرکه گیری؟
از این ها بگذریم. چیزی که در اول آوردم به نظرم شعر بود. یعنی اولین چیزی که تا به حال گفته بودم. البته من قبلا زیاد ادبیاتی نبودم. چون کارشناسی مدیریت دفاع و کارشناس ارشد مدیریت صنعتی هستم. فقط در کارشناسی ۳ واحد ادبیات عمومی داشتیم.
راستی من امروز به دنیا آمدم. نوه ی ارشدم به من یک ۲۰۶ داد. شما چه می دهید؟
در پایان این پست لازم است از دوستان و فرزندان تازه آشنا شده مثل آقا رضای مصطفایی( که اشعار بسیار زیبایی دارند) دختر عزیزم رویا سادات ، محمد آسیابانی عزیز و همچنین ناصر و بقیه ی دوستان تقدیر و تشکر به عمل آورم.
خوب پست های من کوتاه است. نباید به من پیر مرد به خاطر این کار خرده بگیرید.
تا بعد. در پناه خدای متعال




شروع کار
به نام خدا.
سلام.
پس از سال ها این هم افتتاح شد.
به زودی به روز می کنم. اگر دوستان لطف کنند و برایم اشعار دکتر مصطفایی بفرستند به معرفی این گوهر ارزشمند می پردازم. ان شائ الله که بزودی دیدارشان کنم.
تا دیدار بعد.
خدانگهدار
پيام هاي ديگران () PermaLink ۱۳۸٦/۱/۱٤ - غلام هاشمی محمد علی